الشيخ محمد الصادقي الطهراني

26

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

مسأله‌ى 14 - « تقليد » و به‌عبارت بهتر و زيباتر « اتّباع از احْسَن‌القول » ، تنها پيروى از بهترين نظرات فقيهان متعهد است و فقط بدليل اين‌كه اين فتاوى بهتر و به‌حقيقت نزديك‌تر است ، مورد اتباع مىباشد ، كه اگر صاحب اين نظر زنده يا مرده باشد ، بالغ و يا نابالغ ، مرد يا زن يا خواجه و در هر شرائطى كه برشمرده‌اند باشد يا نباشد ، تنها اعلم و اتقى بودنش شرط است و ديگر هيچ ، كه فقط همين راه سالم‌ترين و مطمين‌ترين راه انتخاب براى بهترين رأى مىباشد ، و تنها همين اساس بايستگى و لزوم اين پيروى است . مسأله‌ى 15 - روى اين اصل از ديدگاه « فَيَتَّبِعُونَ احْسَنَهُ » تقليد ابتدايى از ميِّتى كه عالم‌تر و باتقواتر در راستاى فقاهت است بر همه‌ى مقلدان واجب است ، و او بر تمامى مجتهدان زنده و مرده كه ما مىشناسيم برترى دارد « 1 » . زيرا هدف اصلى و يگانه از اجتهاد يا تقليد يا احتياط دسترسى برتر و درست‌تر به‌احكام خداست ، چه از نظر مردگان باشد يا زندگان ، كه در اين ميان مرجع و مقلَّد اصلى خداست و او هم هميشه حى قيوم است ، و تمامى پيامبران و امامان عليها السلام و شرعمداران ، همه و همه روايت‌كنندگان احكام خدايند و بس ، و روى اين اصل تقليد ميت اعلم اتقى مانند ساير تقليدهاى برتر ، در واقع تقليدِ از خداى حى قيوّم است و نه تقليد از مردگان . وانگهى خود مجتهدان تمامى كوششان در استنباطهاشان به‌دست آوردن نظرات راويان نخستين معصوم از خداست ، كه اينان همه به‌جز آخرينشان رحلت كرده‌اند ، و در دسترس پرسش‌ها نيستند و اگر تقليد و پرسش از ميت حرام باشد تمامى اين اجتهادها هم حرام خواهدبود ، و اگر سخن نخستين بازگو شود كه همه اين‌ها برگشت به‌تقليد از خداى تعالى مىكند ، عين همين سخن درباره‌ى تقليد از مجتهدان مرده نيز تكرار مىشود ، و مگر نه اين است كه خودشان از پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليها السلام تقليد مىكنند ، پس

--> ( 1 ) - چنان‌كه صاحب حدائق از متأخران و آقايان حكيم ، خمينى و خوئى ، از معاصران به آن تصريح كرده‌اند كه بقاى بر تقليد مرده‌اى كه نسبت به‌زندگان اعلم و اتقى است كلًا واجب است گرچه در مسائلى كه به‌آن‌ها عمل نكرده‌اى